زبان مقاله:فارسی
تعداد صفخات:18
حجم فایل:654.84 كيلوبايت
باززنده سازي پارادايم هاي منطقه گرايي از ديدگاه تئوري انتقادي درآثار چندمعمارمعاصر ايران
احمد صفار [دانشجوي كارشناسي ارشد معماري]
سروش مهاجري [دانشجوي كارشناسي ارشد معماري]
چکیده مقاله:
پديده جهاني سازي درحاليكه براي بشر نوعي پيشرفت محسوب ميشود همزمان باعث ايجاد نوعي اختلال نامحسوس شده است اين واقعيت است كه هرفرهنگي نمي تواند شوك تمدن مدرن را تحمل كرده يا آن را جذب كند تضاد و پرسش مهمي كه دراين باب به وجود خواهد آمد اين است كه چگونه مي توان مدرن شد و به ريشه ها و منابع هم دستيابي داشت؟ چطورميتوان يك تمدن قديمي و خفته را احيا كرد و درعين حال درتمدن جهاني هم شركت نمود؟ فرهنگهاي محلي يا ملي امروزي بيش ازهرموقع ديگر سرانجام بايد به عنوان مظاهر تعديلي فرهنگ جهاني پا به عرصه ظهور نهند رجوع به معماري سنتي و چگونگي استفاده از اصول آن درمعماري معاصر همواره بهعنوان يك دغدغه اصلي درسرزمين هايي كه داراي بيشينه اي غني از معماري است مطرح بوده است و نگاه ه و نگرشهاي متفاوتي درچگونگي پيوند بين معماري معاصر و معماري سنتي دردوره هاي تاريخي متفاوت ارايه شده است. درايران نيز به دليل آميختگي اصول و ايين هاي مذهبي و اعتقادي با زندگي مردم درادوار مختلف لزوم توجه به اين پيوند توسط معماران معاصر احساس شده است.
کلمات کلیدی: معماري معاصرف منطقه گرايي، فرهنگ بومي، هويت ايراني